۱۲. سليل ك شعرى

داحا صوگرا چاطيدن طاوان آراسى اولان كوچوك أونه  دونديكدن صوگرا بز ياطاغنده  قاردشچه  ياطينجه  او بكا باشقه حكايه يى آنلاتدى. بر شعر يازمشدى و بر گيجه بر طاقسييه  بينينجه  شوفورنه  شعرنى اوقومش. آبلر صوگرا ينه طاقسيده يمش و آينى شوفورمش. او سليل ى  خاطرله يوب سليل ه  شعرى تكرارله مش. شوفور سليل ك شعرنى أزبره بيلمش!

بن سليل ى بر كز داحا گوردم آما اوندن صوگرا صير اولدى. اونك آرقاداشلرى سليل ك  بولونديغى ييرينى بيلميوردى.  سليل خيالت گبيدى. بزم آراسمزده  رومانتيك (پكى بلكى رومانتيك، آما عاشقانه  دكلدى) بر شى اولمسنه  راغمن اونكله آقدنزه  گيتمه پلانلرم واردى و اونك بنمله  نو يورق ه  گلمه پلانلرى واردى.

Advertisements
این نوشته در توركيه ده حكايتم ارسال شده. این نوشته را نشانه‌گذاری کنید.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s